0
کتاب سنافور (یحیی سنوار)
ارسال از روز کاری
خرید اقساطی با دیجی پی
راهنما
یحیی سنوار در نوشتن هم مبارز است، نمینویسد، شلیک میکند! و حتی امروز که پیکر خونآلودش در اختیار اشغالگران قرار گرفته، کلماتاش پرواز میکنند و قلب صهیونیستها را نشانه میگیرند.
مرد اسلحه و قلم بدون شک ابعاد دیگری دارد که بر ما پوشیده مانده، ابعادی که برای یک مبارز قرن بیست و یکم راه را از بیراهه جدا میکند. سهم ما از مرد سایهها اما همین کلمات است، سهم ما از او درک آزادی در اسارت و فهم آزادگی در اشغال است، سهم ما دیدن دنیا از دریچه چشم اوست، سهمتان را بردارید، دنیا سنوارهای زیادی ندارد.»
سنافور شرح خروج یک مجسمه از قاب سنگی است، روایت طغیان یک رودخانه در بستر کویر خاموشی! روایتی از یک عملیات که مبارزان فلسطین علیه اسرائیلیها انجام دادند. یحیی سنوار در این کتاب به روایت زندگی و مبارزات یکی از قهرمانان حماس اشرف حسن یوسف بعلوجی پرداخته است. سنافور را جدی بگیرید.
سنوار این کتاب را در سال 1991 در زندان رمله نوشته است، وی در موخرهای بر این کتاب نوشته است:
«باعث افتخار من است این جلد از حماسه دلاوران حماس را نوشتم خیلی عذرخواهی میکنم اول از بزرگ دلاوران و طلایهدار آنها چون قطعاً در ادای وظیفهام نسبت به او کم کاری کردهام دوم از تمام سربازان گردان دلاور، چون امکان دارد احساسات و افکار آنها را بیان نکرده باشم و البته قلم من از انجام این کار ناتوان است، سوم از دلاورمان اشرف ابوحمزه به خاطر اینکه این مطلب را بر خلاف میلش درباره او نوشتم.
او تا آخرین لحظه با من حرف میزد و سعی میکرد از نوشتن منصرفم کند، چون میترسید با این کار اجرش نزد خدا کم شود. همینطور احساس میکرد در حق دین، وطن و امتش کم کاری کرده است، من بیشک نتوانسته و نخواهم توانست آن معانی و احساسات عظیم را که دلاور عزیزمان در تاریخ و این مرحله از خود نشان داده به تصویر بکشم.»
کتاب سنافور نوشته یحیی السنوار و ترجمه اسماء خواجهزاده است که نشر کتابستان منتشر کرده است.
یحیی السنوار تنها در میدان نبرد نمیجنگد، بلکه در دنیای کلمات نیز شلیک میکند. او بهجای نوشتن، میسازد، و هر کلمهاش همانند تیرهایی است که قلب دشمن را هدف قرار میدهند. حتی امروز، وقتی که جسم خونآلودش به دستان اشغالگران افتاده است، کلماتش همچنان زنده و پرحرکت هستند و قلبهای صهیونیستها را به لرزه میاندازند. این مبارز، با قلم و اسلحه همزمان میجنگد و هیچکدام از اینها بدون هدف نیستند.
سنافور نهفقط داستانی درباره مقاومت است، بلکه همانند یک انقلاب در دل کتاب قرار دارد. این اثر ما را با لایههای پنهان مبارزات و تلاشهای یحیی السنوار آشنا میکند؛ ابعاد مبارزی که در عصر جدید توانسته است مسیر درست را از مسیر نادرست تشخیص دهد و راه خود را بهطور بیوقفه ادامه دهد.
سنافور داستان خروج یک مجسمه از قاب سنگی است، حکایتی از بیداری و طغیان رودخانهای که در دل کویر خشک شروع به جریان میکند. این کتاب را نه تنها باید خواند، بلکه باید با تمام وجود آن را درک کرد. از آنجا که آزادی در دل اسارت و آزادگی در دوران اشغال ممکن است، سنافور به ما یادآوری میکند که ما باید جهان را از چشم کسانی که در سختترین شرایط همچنان مبارزه میکنند، ببینیم.
کتاب سنافور را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
سنافور را به کسانی که به دنبال درک عمیقتر از مبارزات انسانها و واقعیتهای سیاسی جهان هستند، پیشنهاد میکنیم. این کتاب به شما کمک میکند تا درک بهتری از شرایط مقاومت و انسانیت در دل جنگها پیدا کنید.
در برشی از کتاب سنافور میخوانیم:
در فاصله فقط ده متری جایی که ایستاده ای نبش چهارراه سنافور و تقاطع راه آهن و در خیابان فرعی مجاور به راحتی میتوانی خرابه های یک خانه ویران را پیدا کنی آنجا همان خانه ای است که دلاور ما در آن متولد شد و همراه خانواده اش زندگی کرد. پدر و مادرش عاشق او بودند. دو برادر داشت. «ادهم» 21 ساله که از او بزرگتر بود و محمد 17 ساله که از او کوچکتر همین طور دو خواهر بزرگ تر از خودش که بعداً ازدواج کردند.
دلاور ما در این خانه تربیت شد و شیر عشق و فهم و تعلق نوشید. شیر تعلق به این زمین که از زمان رشد ناخنهایش روی آن راه رفته بود. زمینی که همیشه از همان قدم های اول و موقع بازی کردن با بچه های فامیل و محله او را با مهربانی در آغوش گرفته بود و شیر درک عمق تراژدی از آن جهت که این غزه عزیز برای تمام فلسطینی ها عزیز است.














