5
کتاب «مجید بربری»
ارسال از روز کاری
خرید اقساطی با دیجی پی
راهنما
کتاب مجید بربری از نشر دارخوین روایت زندگی پرماجرای«حر» مدافعان حرم است؛ که با قلم شوا و جذاب کبری خدابخش دهقی نگاشته شده است.
کتاب زندگی نامه مجید قربانخانی، در قهوهخانههای یافت آباد و دعواهای خیابانی و شرارتهای جوانی شروع میشود اما در ادامه داستان ورق برمیگردد و با عنایتی ویژه گامهایش به سوی میدانهای نبرد در سوریه کشانده میشود.
و قصه «مجید بربری» قصهای از جنس زندگانی شاهرخ ضرغام حر انقلاب است. کسی باور نمیکند مجید به یک باره عوض شود. نماز بخواند، تیپش را ساده کند، ریش بگذارد، خوش رفتار و آرام شود، قلیان را کنار بگذارد و برای آمادگی جسمانی ساعتها بدود. همه اینها باعث شد در کنار تغییر درونی و اعمال او نیز متفاوت شود و در نهایت به آن چیز که لیاقت پیدا کرده بود برسد.
چرا باید کتاب مجید بربری را بخوانیم؟
با خواندن زندگی این شهید بزرگوار، میشود تلنگری به خود زد که هر کجا باشیم میشود به دامان اهل بیت بازگشت.
کتاب مجید بربری را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به تمام علاقهمندان زندگی شهدای مدافع حرم.
در برشی از کتاب مجید بربری میخوانیم:
«فکر می کردم شوخی میکنه . مثل همه بیست و چند سال زندگیاش، به استثنای این اواخر، که شوخی شوخی سرکرد. میگفتم به قول خودش جوگیر شده، جو چند تا بچه هیاتی را گرفته که اومدهاند قهوه خانهاش و بعد از چند وقتی تموم میشه و میره. هر بار که آبجیم نگران بود و به من زنگ میزد، با هق هق گریه میگفت : «حسن، رفتنش قطعی شده، این داره میره. اگه بره من چه خاکی به سرم بریزم.» ولی من در جواب اون گریهها، از ته دل قشقش میخندیدم و میگفتم : «آبجی، نگران نباش. این فیلمشه ! این هم یه اذیت جدیده,,,»}
متن تقریظ رهبر معظم انقلاب:
این شهید را باید «حُر» مدافعان حرم نامید چرا که وی تا یک سال قبل از شهادت مسیر زندگیش روند دیگری را طی میکرده ولی مسائل و ارتباطاتی باعث تغییر مسیر زندگی وی میشود و نهایتا در خانطومان آسمانی شده است. بخش اول بخش تاریک وخاکستری آن است. او در یافت آباد تهران قهوه خانه دار بود و زندگی او سرشار از مواردی است که این جور آدم ها با آن در گیر هستند! از درگیری و دعوا های هر روزه تا به رخ کشیدن آمار قلیانهای قهوه خانه اش. اما بخش دوم زندگی او عنایتی است که به او می شود و مسیر زندگی اش عوض می شود و مهر حر مدافعان حرم بر پیشانی او نقش می بندد و او گرچه تک پسرخانواده است و قرار نیست که آنها به سوریه اعزام شوند ولی عنایت بی بی او را به سوریه می کشاند و می شود مدافع حرم. مجید قصه ما گرچه ناراحت خالکوبی های بر بازوهای خویش است اما سرنوشتش این طور می شود تا در خانطومان از بدنش هیچ بازنگردد تا نه نشانی از خودش باشد نه خالکوبی هایش. قصه مجید بربری ،قصه ای از جنس شاهرخ ضرغام حر انقلاب است.














